تبليغاتX
طنز گول آباد !

طنز گول آباد !

احمدی نژاد در نقش فنجون !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 16:50  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فیروز آبادی : برم ببینم اینجا چی واسه خوردن پیدا میشه !

احمدی نژاد : این گامبو هم که همش فکر شیکمه !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 16:30  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کلوز آپ !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 16:4  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حاجیه خانم الیاسه در حال رأی دادن به کاندیدای اصلح !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 15:37  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طنز علیرضارضائی وبلاگ نه طنز + ۱
 
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در مراسم واگذاری اولین مسجد به بخش خصوصی ابراز امیدواری کرد که تبلیغاتی فرهنگی بخش خصوصی باعث پیشرفت اهداف عالیه اسلام بشود . وی از واگذاری زمین در آینده ای نزدیک برای اخداث مسجد توسط بخش خصوصی خبر داد ( awqaf.ir )

مسجد الفاطی !

ما نیز ضمن تبریک این اتفاق فرخنده که خبر آن بتنهائی برای کل سال ۸۷ کفایت میکند جوری که اگر هیچ اتفاق دیگری در سال جدید نیفتد قطعاْ مسلمانان جهان به اندازه یک عمر میتوانند با همین اتفاق تفریح کنند در اینجا تعدادی از مشخصات مساجد خصوصی را به جهت آگاهی مسلمانان جهان که الآن ناآگاه هستند می آوریم :

  1. مساجد خصوصی فاقد وضو خانه هستند لیکن بجای آن استخر و جکوزی دارند و به همین جهت هنگام تشریف فرمائی برای اقامه نماز جماعت لطفاْ مایو و حوله تان را هم بیاورید و بجای وضو گرفتن یکدفعه بپرید وسط آب و غسل ارتماسی کنید !
  2. در راستای واگذاری زمین برای ساخت مساجد حصوصی نحوه انتخاب زمینها به این شکل است که بنز بخش خصوصی را خلاص میکنند و از بالای یک سرازیری ول میکنند وسط خیابان بدیهیست هرجا که وایساد آن زمین ابتدا توسط اوقاف ، وقف شده و سپس دورش مسجد میسازند چون مسجد النبی هم همینجوری ساخته شد منتها چون آنموقع مسلمانان جهان بنز نداشتند بلکه شتر سواری میکردند اینبود که شتر را خلاص کرده بودند !
  3. صحن این مسجد یک محیط کاملاْ دنج است و در هنگام قطع برق و یا فیلتر بودن سایتهای اینترنتی و کلاْ هر زمانی که نشود از طریق کامپیوتر چت کرد میتوان با مراجعه به مکان فوق بطور حضوری با فاطی و اقدس چت نمود و بلکه ۵ تومن هم به متولی مسجد داد تا کارهای دیگری هم که باعث فیلتر شدن سایتها میشود را انجام داد بشرطیکه به آقا نگوید !
  4. برپائی نماز در مساجد خصوصی بطریقه الا کلنگی است و بلکه احتمالاْ تا پس فردا علما فتوا بدهند که اصلاْ نماز در این مساجد یه تیکه شکسته است زیرا پیشرفت اهداف عالیه نیازمند تبلیغات فرهنگی است و نمازگزاران باید زودتر به امور فرهنگی بخش خصوصی نظیر کنسرت گیتار و نمایشگاه گل چینی برسند که اهداف عالیه زودتر پیشرفت کند !
  5. در شبهای محرم لازم است تا مسلمانان جهان در مساجد خصوصی جمع بشوند و بجای سنچ و طبل ، جاز و تیمپو بزنند و بعد بجای قمه زنی ، در صفوف به هم فشرده گیس همدیگر را برس بزنند و ژل بمالند و چه بسا که در قسمت زنانه هم بروند یک کمی "سینه" بزنند !
  6. برنامه های فرهنگی این مساجد بسیار متنوع بوده و شامل کلاسهای "آئین دوست دختر یابی" توسط حجت الاسلام آنتونی رابینز ، "راز موفقیت در بازار کار " توسط حاج شهرام جزایری میباشد ضمن اینکه کارگاههای ۶ نفره خانوم بازی هم توسط سردار زارعی بعنوان اشانتیون در هنگام نماز رایگان برگزار میشود ! همچنین جلسات "شبی با فاطی" هم برای مسلمانان ۱۸+ جهان هر شب بعد از نماز برقرار است !
  7. سر در این مساجد روی یک کتیبه عکس آقا کشیده شده و زیرش نوشته : مقصود توئی مسجد خصوصی بهانه ! همچنین در سقاخونه مسجد هم یک دستگاه بستنی قیفی مستقر است و مسلمانان جهان باید بعد از صرف بستنی حتماْ بگویند سلام بر اکبر مشتی لعنت بر حسن کبابی !
  8. در هنگام ورود به این مساجد با اتومبیل ، جلوی در خودرو تحویل گرفته شده و به کارواش مستقر در شبستان مسجد منتقل میگردد ضمناْ در قسمت زنانه هم چادر خانمهای چادری ازشان گرفته میشود و گره روسری هایشان هم باید شل بوده ترجیحاْ یک مقداری از زلفشان هم معلوم باشد حتی بهتر است که بجای مانتو هم رکابی پوشیده باشند جوری که با اولین نگاه توسط بخش خصوصی اهداف عالیه شان (!) فوری پیشرفت کند !
  9. این مساجد دارای ماهواره مرکزی بوده و جوانان در اوقات فراغتشان میتوانند در آنجا کلیه کانالهای طپش و پی.ام.سی و شب خیز و غیره را تماشا نموده بلکه یک مختصر قری هم بریزند !
  10. در مساجد خصوصی مسلمانان جهان میتوانند با مراجعه به صرافی مسجد (با روحانی مسجد اشتباه گرفته نشود !) نسبت به دریافت انواع ارز اقدام نموده و سپس با حضور در تالار بورس مسجد هم به تبادل سهام شرکتشان بپردازند و اگر هم شرکت ندارند سهام کارخانجاتی را که دولت بجای بدهی هایش به زور به بخش خصوصی داده و آن بیچاره ها هم حراجش کرده اند را بخرند ! همچنین مسلمانان جهان میتوانند از محل دستگاه خودپرداز مسجد نسبت به واریز وجوه خمس و ذکاتشان اقدام بنمایند !

نتیجه : تا چند روز دیگر جلوی در مسجد محلمان اینگونه نوشته میشود : این هفته برنامه مداح اهل نیاوران حجت الاسلام  DJ  کامبیز برگزار نشده و بجای آن گوگوش کنسرت اجرا نموده و فیلم سنتوری نمایش داده میشود لطفاْ برای رزرو بلیط به منبر مراجعه نموده و اگر پا داد یک نمازی هم لطفاْ به کمرتان بزنید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 13:2  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

محرابیان وزیر صنایع : محمود ! بیا اینجا بینم !

نشست خبري علي‌اكبر محرابيان وزير صنايع و معادن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 0:3  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مترجم : میفرمایند یه حجابی به اون کمرتون بزنید انشاالله !

ديدار كالمي ري، وزير امور خارجه سوئيس و جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 23:12  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مبارک است انشاالله !

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 22:40  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طنز نوشته ای دیگر از علیرضارضائی ( وبلاگ نه طنز + ۱ )

در راستای قرار گرفتن در این روز مهم و تاریخی ۲۸ اسفند که فردایش مصدق نفت را ملی نموده ولی مهم نیست چون احمدی نژاد اخیراْ کش بند تنبون فلسطینیها را هم دارد ملی میکند تا دشمن قطعنامه صادر نموده و شکست بخورد و ما جشن بگیریم و نیز تقارن اینروز بزرگ با چهارشنبه سوری که از ایام الله مخصوص نامسلمانان جهان است و نمیدانیم چرا خلق الله در سالهای اخیر بجای پریدن از روی آتش و قاشق زنی ، تماماْ به قصد براندازی بیرون می آیند و بجای پرتاب فشفشه و ترکاندن کوزه جنی با شلیک خمپاره و آر.پی.جی ۷ و کلیه سلاحهای انفجاری قابل حمل و بعضاْ کاتیوشا و توپ ۱۰۶ میلیمتری که هم صدای زیادی داشته باشد هم برد زیادی هم تخریب خیلی زیادی بیرون می آیند و رهبری هم گفته رودربایستی نکنید یکدفعه همینطوری خنده خنده بروید حرم دستشوئی بزرگ (!) هم بکنید در اینجا به قصد آشکار نمودن برخی مسائل که الآن پنهان است موارد زیر را به استحضار میرسانم :

پنتاگول !

  1. نیروی انتظامی اعلام کرد که در مراسم چهارشنبه سوری هر کسی را که بگیرد تا پایان تعطیلات نوروز در بازداشتگاه نگهش خواهد داشت . اینک ما ضمن تشکر و تقدیر به جهت تائید این اقدام میمون و خجسته عرض میکنیم که البته خیلی وقت بود که نیروی انتظامی همینطوری یلخی خودش میگرفت خودش زندانی میکرد خودش میکشت بعد مینداخت گردن "خودش" ، لذا ادغام نیروی انتظامی با قوه قضائیه که به جهت قفل بودن کلیه امور در جمهوری اسلامی یک دستگاه "کلیدی" محسوب میشود را تبریک و تهنیت عرض نموده و از خداوندگار منان که اخیراْ تمام حواسش به انتخابات مجلس ما بوده و بدلیل حضور شگفت انگیز ملت ایران حیرت کرده و اینروزها دست و دلش به هیچکاری نمیرود آرزوی پیشرفت در اینگونه ادغامهای اساسی جمهوری اسلامی مینمائیم و جسارتاْ پیشنهاد میکنیم که اصلاْ چه کاریه ، نیروی انتظامی را با بهشت زهرا هم ادغام کنید تا مرده شورها بشوند سردار که اگر در مراسم نماز شش نفره سکسی و البته جماعت دستگیری اتفاق افتاد ما بدانیم که مرده شور این مرده شور رو ببرن که شش تا زن مرده را بجای غسال خانه در فاحشه خانه داشته میشسته و اصلاْ ماها چرا اینقدر برای این و اون حرف درمیاریم و گیر میدهیم خوبه سیزده بدر رو تو بازداشتگاه بجای آش رشته واجبی بخورم ؟!
  2. احمدی مقدم پریروز اعلام کرد که هیچکدام از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی بازداشت نیستند . سایت ایسنا دیشب در یک اقدام از پیش هماهنگ شده به جهت تائید فرمایش ایشان ناگهان از قول قاضی پرونده سردار زارعی اعلام کرد که برایش "قرار بازداشت" صادر شده و هم اکنون نامبرده در بازداشتگاه است . این خبر البته یک کمی فکر ما را مشغول نمود لیکن آخرش فهمیدیم همان احمدی مقدم راست گفته بود چون ایشان فرمودند "فرمانده ارشد" درحالیکه زارعی که فرمانده ارشد نیست ، فرمانده خانوم باز است لذا بشدت توصیه میگردد که بجای حرف درآوردن برای جمهوری اسلامی برای جمهوری امریکا حرف دربیاورید که از همین الآن دارند در انتخاباتشان تقلب میکنند و اصلاْ انگار شما خوشتان می آید تا آخر تعطیلات نوروز بروید بازداشتگاه و سیزده بدر بجای سبزه دستبند گره بزنید !
  3. خدا رو شکر قیمت بنزین آزاد هم اعلام شد و به این ترتیب بعد از سی سال یک چیزی در جمهوری اسلامی "آزاد" شد . در همین راستا تعدادی از ملت قهرمان پرور و جیره بندی شده ایران که بدلیل وفور مرگ به تب راضی هستند پرسیدند پس فرق سهمیه بندی و آزاد این وسط چیه و مسئولان اینطور جواب دادند که برای سهمیه بندی کارت سوخت لازم است ولی برای آزاد باز هم کارت سوخت لازم است منتها در حالت اول اگر کارت سوخت در پمپ بنزین جا بماند دودمان آدم به باد رفته ولی دومی بلکه مستحب است که آدم آنرا عمداْ جا بگذارد و اصلاْ شما ملت اتمی ایران چرا اینقدر گیر میدید ظاهراْ خیلی دوست دارید تا پایان تعطیلات بروید بازداشتگاه تا همانجا سردار زارعی اصل قضیه را قشنگ برایتان "جا" بندازد ها !
  4. احمدی نژاد رئیس جمهور هوشنگ ایران دیروز یک تنه در میلیونها نشست و برخاست شرکت کرد و در مراسم "ثبت ملی نوروز" که اگر دیروز ثبت نمیشد ما مجبور بودیم اول فروردین کریسمس بگیریم تا بجای حاجی فیروز بابانوئل پشت چراغ قرمز برایمان تیمپو بزند و تانگو برقصد ، در پیامی ملت ایران را "متدین" و "انرژیک" نامید . اینک ما ضمن اعلام شکست دشمن بدون هیچ دلیلی و همینطوری برای تفریح عرض میکنیم که ما تا پریروز فکر میکردیم دین فقط به سیاست ربط دارد ولی حالا روشن شدیم و فهمیدیم که دین به انرژی هم ربط دارد و لذا قانون ژول را به اینصورت اصلاح مینمائیم :
    اگر به فضل الهی ما بخواهیم یک زوری بزنیم باید قبلش بخوبی وضو بگیریم و بگوئیم "یک فشار وارد مینمایم قربت الی الله" سپس بگوئیم "ایییییی" که همان صدای زور زدن است آنگاه نیروی F را در جهت قبله وارد آورده و اگر هیچ اتفاقی نیفتاد مهم نیست چون این همان انرژی پتانسیل است که عموماْ باعث هیچ اتفاقی نمیشود ولی در مسلمانان جهان خیلی ذخیره شده سپس باید اینقدر پای تلویزیون بشینیم تا اخبار آمار نظامیان صهیونیست را که در یک عملیات قهرمانانه در کودکستان به هلاکت رسیدند را اعلام کند . این در واقع همان کار انجام شده بر حسب دین در ثانیه مربع است که از فرمول زیر هم میشود آنرا حساب کرد :
    تسبیح + جانماز × (لوبیا)۲ + ذبح شرعی تمساح + مقام معظم رهبری = یک انفجار مهیب !
    کسانی هم که قادر به فراگیری فرمول فوق نیستند لازم است حتماْ بروند بازداشتگاه و روی دیوار اینقدر فرمول بنویسند که تعطیلات نوروز تمام بشود و به امید خدا یکسره بروند زندان !
  5. دیروز رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در مراسم واگذاری اولین مسجد به بخش خصوصی که البته در مورد مسجد نامش میشود "مردم" شرکت کرد و اینکار را گام بلندی در راستای اهداف عالیه شرعی نامید . به همین جهت ما در اینجا اقدام به معرفی بیشتر اهداف عالیه شرعی مساجد خصوصی مینمائیم و معروض میداریم که چون عموماْ بخش خصوصی عین هاشمی رفسنجانی از اقشار بدبخت بیچاره جامعه هستند و نامبردگان عموماْ تا لنگ ظهر خوابند لذا نماز صبح در مساجد خصوصی زیاد کاربرد ندارد و مهم هم نیست مهم حضور مردم پای صندوقهای رأی است که آنهم ابراهیم نبوی همه را دعوت میکند و مسجد لازم ندارد بلکه اینترنت لازم دارد ! ضمناْ از این به بعد نحوه کار مساجد خصوصی به این ترتیب اعلام میگردد :
    سانس اول : نماز جماعت ظهر به همراه مداحی علی سنتوری و سخنرانی راکفلر پیرامون مسئله حجاب و نقش آن در رونق بازار تولید مقنعه در چین !
    سانس دوم : نماز عصر با کاپوچینو بهمراه گفتگو با فاطی در صحن چت روم مسجد !
    سانس سوم : نماز مغرب با ویسکی و ماست موسیر و "سینه" زنی مردان در قسمت زنان !
    (سایر نمازها در مساجد خصوصی حرام است و بلکه بهتر است متولی مسجد در این اوقات شش تا شش تا خانوم بیاورد تا شما در حال خانوم بازی دستگیر بشوید و تا پایان تعطیلات نوروز در بازداشتگاه باشید !)

نتیجه : این کارها نه نتیجه دارد نه آخر و عاقبت بلکه بازداشتگاه دارد که سردار احمدی مقدم هاشمی شاهرودی مدت آنرا هم دقیقاْ ابا ماشین حساب محاسبه نموده و شده تا پایان تعطیلات نوروز ! ضمناْ ماهی قرمز هم مال تنگ آب است از ناچاری آنرا با سبزی پلو نخورید که اسهال میشوید و در بازداشتگاه با مشکل مواجه میشوید ! بنزین آزاد دولتی هم از بنزین آزاد دم پمپ بنزین ۱۰۰ تومن ارزانتر است پس نگران نباشید و بلکه خدا را شکر هم بکنید که ۱۰۰ تومن گرانتر نیست ! آقا بزرگ هم قبلاْ فرموده بود "مسجد سنگر است " ولی چون خصوصی شده آقا دیروز فرمود "مسجد بانک است" لذا سایر نمازخانه ها هم میشود عابر بانک !

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 22:2  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این ایام و مناسبتها درست همانهائی است که آدم اگر هیچکاره هم باشد با دیدنش اینقدر مست "غرور ملی" اش میشود و آنقدر از "ایرانی بودن" ش لذت میبرد و آنقدر "سرافرازی و سربلندی" میبیند که ناخود آگاه از طرف "ملت ایران" میگوید :

آقای جمهوری اسلامی : این حضور میلیونی است ، این جشن ملی است

حالا تو برایمان جشن ملی اورانیوم بگیر ما به قهقهه بتو میخندیم ، حالا تو دائم بیخ حلق ما را بگیر ما باز هم چنین آئینهای ملی هزاران ساله مان را پای میکوبیم ، تو بگیر تو ببند تهدید کن زندان کن بکش ، ما بدون هیچ و کمترین نگاه و توجهی بتو بدون اینکه ذره ای ته دلمان از رعب وجودت بلرزد بدون اینکه حتی سر سوزنی تصور کنیم که کارمان خطاست جشن میگیریم "جشن ملی" . برای ما آتش همانی است که بهمراه آب ، باد و خاک تمام دنیا هنوز نتوانسته اند که مثل ما و با فرهنگ بلند و غنی مان نام "اخلاط چهارگانه" را رویش بگذارند . ما این آتش سوزاننده را هم در فرهنگ و تاریخمان به امنیت و خوب خواهی برای تمام عالم خواسته ایم و میخواهیم تو برو اورانیوم را ملی کن و جشن هسته ای بگیر تا تلاش کنی که ما را بی فرهنگ و بد خواه در دنیا منزوی تر و بد چهره تر نشان بدهی . بدان که برای هرگز و به سوزنی تاثیر نخواهد داشت چون دنیا مثل شما چشم و گوشش را نبسته ، دنیا میبیند که وقتی تو برای به خیابان آوردن هزار نفر خودت را میکشی و به انحاء مختلف تبلیغات دست میزنی و حتی یکنفرمان نمیرود ولی برای اینچنین روزهایمان میلیونها خرج میکنی که در خانه محبوسمان کنی و ما بدون هیچ انگیزه و تحریک هدفدار و قبلی تنها برای شاد بودن و تقدیم کردن این شادی به بقیه ، میلیون میلیون بیرون می آئیم . مگر بازداشتگاههای تو چقدر جا دارد ؟

و سوالی را از همه میپرسم : آیا این جشن این سرور این پایکوبی را حتی یکنفر به قصد اعلام مخالفت و نمیگویم با جمهوری اسلامی که با هر حاکم و محکومی آیا ما برای این اعلان بیرون میزنیم یا نه ما بدون هیچ فکر بد و شری جشنمان را میگیریم و این توئی که بدنه ات از اینها میلرزد و الآن سی سال است که هر چه بیشتر اندیشیده ای که چطور این حضور را هم به نفع خودت و اسلام بوق و کرنای دروغت تمام کنی ، کمتر نتیجه گرفته ای . آقای جمهوری اسلامی این رفتار از دل ما بر می آید و به همین دلیل بر دل تمام عالم خوب و زیبا مینشیند .

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 20:5  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رفت از خانه ما

رفت از کوچه ما

رفت از شهر ندانم به کجا

آه او رفت و چه سخت است و سیاه

زندگانی بی او

همه هم فهمیدند

زاغ خواب آلود بر شاخ چنار

کرم از منفذ سیب

ماهی قرمز در تنگ بلور

کارمندی که مدیدیست ز دخل کم و خرج پر زور

جیبهایش شده کم نور و

فزرتش قمصور

همگی فهمیدند

.............

بله او رفت و همه فهمیدند

که صدایش همه شب

میزند طعنه به غریدن ببر

میزند لطمه به ترکیدن ابر

چشم مریخ ورا دید که رفت

گوش آواکس شنید

قلب مهتاب تپید

ماجرا را مهتاب

گفت آهسته به آب

آب با لحن غمین

همه را گفت به خاک

خاک خندید که میدانستم

بار اول که نبود

بار آخر هم نیست

بارها او رفته ست

باز هم خواهد رفت

باز هم خواهد رفت

.............

قطر این قصه نمیگنجاید

نه در این حجم بنفش فریاد

نه در این دشت سفید کاغذ

...............

باز هم امشب رفت

رفت از کوچه ما

رفت از خانه ما

"برق" را میگویم !!!

..............

رفت و واماند قلم نیمه راه

و در آن نیمه راه

پای شعر من بیچاره فرو رفت به چاه

و پس از یک عمل جراحی

شد دو سطری کوتاه

در همان شام سیاه

آه ای نیروگاه

آه ای نیروگاه !

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 16:11  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این عکس روز روشن از محل آبدارخانه گل آقا به سرقت رفته ...........................................
.........................................................................و دارای هیچ مأخذ مشخصی نیست !

dayee.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 1:32  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کار و بارت جور ، مهیا شده .......... نور علی نور ، مهیا شده

دخترکی خوب ، مهیا شده .......... خفته و خود عور ، مهیا شده

تاری و تنبور ، مهیا شده .......... هم آب انگور ، مهیا شده

بس آجیل شور ، مهیا شده .......... تریاک و وافور ، مهیا شده

مهدی کچل سور مهیا شده

چر چر ما جور مهیا شده

لوطی حسین صاحب عنوان شود .......... بند قبا قرمزی و خان شود

دور دگر دوره دونان شود .......... یکسره این ملک پریشان شود

خاطر ما جمله پریشان شود .......... تا که ورا سفره پر از نان شود

یا که فلان ، گربه هر خوان شود .......... ایران ویران ز وزیران شود

مهدی کچل سور مهیا شده

چر چر ما جور مهیا شده

 

( سروده میرزاده عشقی در محرم سال ۱۳۲۴ هجری قمری در ۱۵ سالگی )

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 0:14  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایران از روسیه دو فروند هواپیمای "آب نشین" خریداری میکند (ایسنا)

که این یکیشه !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 2:20  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

! NO RESPONSE TO HAJ AGHA

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1:49  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هیتلر هم لیست داده بود !

 

هایل هیتلر !

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 4:35  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سوراخ اینجاست !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 11:8  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وقتی بلند کردن قمبل مبارک از روی صندلی سخت باشه !

اونوقت صندوق میاد دم قمبل مبارک !

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 10:46  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

بابا تخصص ، بابا جامبو جت ، بابا استاد ، بابا این کاره !

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 4:10  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بازی تهاجمی به این میگن  !

 

در پایان به هر دو تیم کمربند مشکی اهداء شد !

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 0:57  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

احمدی نژاد در واکنش به قطعنامه سوم : نه ناراحتیم و نه قبول داریم

 

بلکه خیلی هم خوشحالیم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 0:41  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رضا شاه میرزاده عشقی رو بی سر و صدا کشت فکر میکنید اگر جمهوری اسلامی بود چیکارش میکرد ؟!

ــ من میگم کچلش میکرد بعنوان اراذل و اوباش و فروشنده کراک تو شهر میگردوندش بعد آفتابه مینداخت گردنش عکس میگرفت یه هفته بعد میزد تو روزنامه میگفت این به یه دختر ۶ ماهه تجاوز کرده بعد دست چپ و پای راستش رو قطع میکرد دو هفته بعد هم میگفت بدلیل نامعلومی در بازداشتگاه خودکشی کرد ! میگید نه این شعرش رو بخوانید !

 

رند شیادی که دارائی وی ..... یک کت و شلوار و یک سرداری است

ریش بتراشیده اسبیل از دو سوی ..... راست بالا رفته کج دمداری است

گرچه او را نیست دیناری به جیب ..... هیکلش چون مردم درباری است

مسلکش دزدی ز هر ره شد ، کنون : ..... للعجب بهر وطن غمخواری است

از قضا روزی خیابان دیدمش ..... تند از بالا روان چاپاری است

ظهر تابستان و خور بالای سر ..... از در و دیوار آتش باری است

داده او تغییر پز من در عجب ..... کاین چه طرز تازه طراری است ؟

جبه و لباده و شال و قبا ..... در برش جای کت سرداری است

بر سرش عمامه رنگی نوظهور ..... فینه ئی و رشته چلواری است

هشته یک خروار ریش و عقل مات ..... زین خر و زین ریش یکخرواری است

زود بگرفتم سر راهش که هان ..... بازت این چه بازی و بیعاری است ؟

خر ز گرمای هوا تب میکند ..... ای خر این پالانت سنگین باری است

وآنگه این ریش دم گامیش چیست ؟ ..... کاینچنین در صورتت گلناری است

گفت این ریشی که بینی ریش نیست ..... ریشخند مردم بازاری است

تازه در خط وکالت رفته ام ..... با عوامم رسم خوشرفتاری است

گفتمش تغییر اونیفورم هم ..... در وکالت چون نظام اجباری است ؟

هشتی عمامه کله برداشتی ..... گفت این رسم کله برداری است !

وین لباس و هیکل مردم فریب ..... اولین فرمول مردم داری است

ریش انباری ز رای مردم است ..... رای مردم اندر آن انباری است

اولین شرط وکالت ریش و آنک ..... میتراشد از وکالت عاری است

دیدمش آنگه که میگفت این سخن ..... آبی از بینی بریشش جاری است

کاولین شرطش کثافت کاری است !

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 22:31  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

این آگهی مستقیماْ از آبدارخانه گل آقا به سرقت رفته !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 12:32  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فکر کنم شما هم موافق باشید که این شعر را هم انگار میرزاده عشقی همین پریروز گفته نه ۹۲ سال قبل !

 

دردا و حسرتا که جهان شد بکام خر ..... زد چرخ سفله سکه دولت بنام خر

خر سرور ار نباشد پس هر خر از چه روی ..... گردد همی ز روی ارادت غلام خر

افکنده است سایه ، هما بر سر خران ..... افتاده است طایر دولت بدام خر

خر بنده خران شده آزادگان دهر ..... پهلو زن است دهر به این احتشام خر

خرها همه محترمند اندرین دیار ..... باید نمود از دل و جان احترام خر

خرها وکیل ملت و ارکان دولتند ..... بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر

شد دائمی ریاست خرها به ملک ما ..... ثبت است بر جریده عالم دوام خر

هنگامه ای بپاست به هر کنج مملکت ..... از فتنه خواص پلید و عوام خر

آگاه از سیاست کابینه کس نشد ..... نبود عجب که نیست معیّن مرام خر

روزی که جلسه وزرا منعقد شود ..... دربار چون طویله شود ز ازدحام خر

در غیبت وزیر معاون شود کفیل ..... گوساله ایست نایب و قائم مقام خر

یارب وحید ملک (۱) چرا میخورد پلو ..... گر کاه و یونجه است بدنیا طعام خر

گفتم به یک وزیر که من بنده توام ..... یعنی منم ز روی ارادت غلام خر

این شعر را بنام سپهدار (۲) گفته ام ..... تا در جهان بماند پاینده نام خر

خرهای تیز هوش وزیران دولتند ..... یا حبذا ز رتبه و شان و مقام خر

از آن الاغتر وکلایند از این گروه ..... تثبیت شد بخلق جهان احتشام خر

شخص رئیس دولت ما مظهر خر است ..... نبود بجز خر آری قائم مقام خر

چون نسبت وزیر به خر ، ظلم بر خر است ..... انصاف نیست کاستن ز احترام خر

گفتا سروش غیب بگوش امیر ملک ..... زین بیشتر زمانه نگردد بکام خر

سردار معتمد (۴) خرکی هست جرتغوز ..... کز وی همی به ننگ شد آلوده نام خر

امروز روز خرخری و خر سواری است ..... فردا زمان خر کشی و انتقام خر

 

  1. وحید الملک شیبانی
  2. فتح الله اکبر ( سردار منصور رشتی )
  3. اکبر رشتی نماینده سابق مجلس که فرزندش به وکالت و سناتوری رسید
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 0:26  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نمیدانم که وقتی اثری از کسی در صد سال پیش می بینم و مصداقش را امروز حتی بیشتر و بهتر از همانموقع مشاهده میکنم بخاطر زیرکی خالق اثر خوشحال باشم یا بخاطر درجا زدن صد ساله مان ناراحت ...

این شعر را میرزاده عشقی ۹۴ سال قبل گفته و خودتان ببینید که اگر صرفاْ جای چند اسم با اسامی امروز عوض شود چقدر مصداق و معنی میدهد :

بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید ..... به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید !

به حقیقت در عدل گر در این بام و در است ..... به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید !

آنکه بگرفته ازو تا کمر ایران گه ..... به مکافات الا تا کمرش باید رید !

پدر ملت ایران اگر این بی پدر است ..... به چنین ملت و گور پدرش باید رید !

به مدرس نتوان کرد جسارت اما ..... آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید !

این حرارت که بخود احمد (۱) آذر دارد ..... تا که خاموش شود بر شررش باید رید !

شفق سرخ نوشت "آصف کرمانی" مرد ..... غفرالله کنون بر اثرش باید رید !

آن  "دهستانی" (۲) تحمیلی بی مدرک و لر ..... بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید !

گر ندارد ضرر و نفع "مشیرالدوله" ..... از نوک پاش الی فرق سرش باید رید !

گر رود "موتمن الملک" به مجلس گاهی ..... احتراماْ بسر رهگذرش باید رید !

 

(۱) مقصود احمد شاه پادشاه مخلوع آنزمان است و میرزاده با کنایه "احمد آذر" نوشته که اشاره به اسم خود احمد آذر هم شده باشد ( کلیات میرزاده عشقی) این شعر به رضا خان اشاره دارد که به او "پدر ملت ایران" میگفتند ...
(۲) یدالله دهستانی نماینده ساوجبلاغ در مجلس آنزمان ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 21:55  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من اندر کوچه صغری را نظر کردم
بناگه مادرش از انتهای کوچه پیدا شد
من احساس خطر کردم
از آنجا با دلی غمگین
به صد حسرت گذر کردم
...............
الا ای مادر صغری
منم من شاعری احساسمند از خطه تهران
من آواره ای از نسل بابا طاهر عریان
منم بیچاره ای مفلوک و سرگردان
برای خواستگاری آمدستم های
بیا نزدیک در بگشا
...............
پسرهای تو دیشب بنده را بر تیر برق کوچه بر بستند
به جرم خواستگاری
هفت دندان مرا با مشت بشکستند
مگو نچ نچ نکن حاشا
الا ای مادر صغری
بیا نزدیک در بگشا
...............
وزیر ازدواجا
بنده اینجا گشتم از اندوه جزغاله
وزیرا
بنده هستم نوجوانی سی چهل ساله !
من اندر حسرت شیرین صغری همچو فرهادم
من اکنون ساکن ویرانه های با"قر"آبادم !
مرید میر"داماد"م !
بیا بنشین میان میزگرد هفته ات یکشب
قضایا را به مخلص خوب حالی کن
مثال پیش از اینها
ماجرا را ماست مالی کن !
که من اینسان که میبینم
ز کارت بوی توفیقی نمی آید
تو با بابای صغری گاو بندی کرده ای شاید !
...............
منم از روی حرص و لج
برفتم با همین تورج
و با یک ضربه سنگین
شکستم شیشه هاشان را
جرینگ و جونگ و آهنگیین !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0:34  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

این کاریکاتور نیک آهنگ را ببینید بعد این نوشته را بخوانید !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 1:24  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هر زمان که اثری از یک نویسنده یا شاعر ایرانی متعلق به گذشته میخوانم که انتقادی از وضع موجود بوده هر بار می بینم که انگار این مطلب بر اساس کاستی های همین امروز ما نوشته شده و هر بار پیش خودم فکر میکنم که ما مردم در تمام این سالها پس کجا بوده ایم و چه میکردیم که الآن بر ما همان میرود که صد سال پیش میرفت .  چکامه ای از "میرزاده عشقی" می آورم که علیه قرارداد ۱۹۱۹ در سال ۱۲۹۴ سروده و شما ببینید که هنوز هم چقدر مصداق دارد و نه انگار که در ۹۲ سال پیش سروده باشد .

نام دژخیم وطن دل بشنود خون میکند ..... پس بدین خونخوار اگر شد روبرو چون میکند ؟

آنکه گفتی محو قرآن را همی باید نمود (۱) ..... عنقریب این گفته با سرنیزه مقرون میکند

وای ازین مهمان که پا در خانه ننهاده هنوز ..... پای صاحب خانه را از خانه بیرون میکند

داستان موش و گربه است عهد ما و انگلیس ..... موش را گربه اگر گیرد رها چون میکند ؟

شیر هم باشیم چو ما او روبه دهر است هنوز ..... شیر را روباه معروف است مغبون میکند

هیچ میدانی حریف ما چه دارد در نظر ؟ ..... اینهمه خرج گزافی را که اکنون میکند

انگلیس آخر دلش بهر من و تو سوخته ؟ ..... آنکه بهر یک وجب خاک اینهمه خون میکند ؟

آنقدر میدانم امروز ار که بر ما داده پنج ..... غاز فردا دعوی پنجاه میلیون میکند

دائم آخر جمله ما را بملک خویشتن ..... بی نصیب از آب و خاک و دشت و هامون میکند

آنکه در آفریک (۲) بر ریگ بیابان چشم داشت ..... چشم پوشی از دیار گنج قارون میکند ؟

دزد رهزن دزد نادان است ، راحت پشت میز ..... دزد دانا دزدی از مجرای قانون میکند

گوش آوخ ندهد این ملت بدینها ور دهد ..... گوش از این گوش از آنگوش بیرون میکند

طبع من مسئول تاریخ است ساکت مانم ار ..... هان به وجدانم مرا تاریخ مدیون میکند

ورنه میدانم در احساسات این بی حس نژاد ..... گفته های من نه چیزی کم نه افزون میکند

ملتی کو مرده در تاریخ و اینش امتیاز ..... نعش خود با دست خود این مرده مدفون میکند

ملتی کز دادن تن با کمال امتنان ..... بر اسارت خصم را از خویش ممنون میکند

ملتی کو باز قرن بیستم بر درد خود ..... چاره باختم و دعا و ذکر افسون میکند

ملتی کالوده تریاک باشد صبح و شام ..... دائم آکنده دماغ از گند افیون میکند

ملتی کاو با چو من پور عزیز این وطن ..... آنچه با یوسف نمود از بخل شمعون میکند

ملتی کو روز و شب بر خون خود شد تشنه لب ..... دشمنان را دعوت از بهر شبیخون میکند

ملتی کز هر جهت بهر زوال آماده است ..... صرف احساسات من احیا ورا چون میکند

خود نه تنها خلق دنیا جملگی در حیرتند ..... حیرت از اوضاع ما خلاق بیچون میکند

ز آسمان نارد ملک ناچار یک مشت دنی ..... ز اهل این ملک آمر این ملت دون میکند

گشته است اسباب خنده گریه بر حال وطن ..... بیشم از حال وطن این نکته محزون میکند

ای خدا جای تشکر چشم زخمم میزنند ..... چشم من همچشمی ار با رود جیحون میکند

آن خیانتها که با ایران وزیران میکنند ..... بارها بدتر به من این سفله گردون میکند

یأس من زین قوم تا اندازه ای باشد بجا ..... طبع من بیجاست کز اندازه بیرون میکند

عشقی از عشق وطن آنسان مجرب شد که این ..... کهنه دیوانه جنون تعلیم مجنون میکند

  1. مقصود " گلادستون " نخست وزیر اسبق انگلیس است که هنگام نطق تاریخی خود در پارلمان انگلیس پیشرفت سریع نفوذ بریتانیا در ایران و ممالک اسلامی یا خاورمیانه را در محو قرآن تشخیص داد.
  2. آفریقا
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 1:30  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

( هادی خرسندی )

 

ای عجب با ملت ما هرکسی پاسور زد ------ دست آخر سور زد
بر خلاف حکم بازی سور خود با زور ------ دست آخر سور زد

آنکه می گفتند اصلاً ناشی است و تازه‌کار ------- نيز بيزاز از قمار
دستگرمی سور اول را ز راه دور زد -------- دست آخر سور زد

بی بی دل‌های مردم صيغه شد بهر طرف ------ آمد آقا از نجف
روز اول دم ز آزادی و صلح و نور زد ------ دست آخر سور زد

خلق احساساتی ما دلزده از ماسبق ---------- پشت هم دادش ورق
او پی حفظ تنوع سور خود با زور زد ------ دست آخر سور زد

بعد ِ آقا نوچه‌هايش وارد بازی شدند --------- يک به يک راضی شدند
هر يکی سوری مطابق با همان دستور زد ---- دست آخر سور زد

هفت خاج آورد آن شيخی که بار پسته داشت ------ ثروتی شايسته داشت
ثروتش افزون شد و سوری که زد کيفور زد ------ دست آخر سور زد

شيخی آمد با عبای نازک و تور سفيد ------------ حيله و مکرش جديد
خنده بر لب سور خود را با ادا و عور زد ------ دست آخر سور زد

شيخ توی حوزه و رمال در کنج دکان ------ مطمئن شد سورشان
حجت الاسلام قاری در کنار گور زد ------- دست آخر سور زد

هم گدای روضه‌خوان هم سيد صيغه‌بيار ------ سورشان شد برقرار
هم مقام رهبری زد هم رئيس جمهور زد ---------- دست آخر سور زد

توده‌ای هم اين ميان با داس خود آمد جلو ------ گفت شد وقت درو
سور خود با عذر المأمورم و معذور زد ------ دست آخر سور زد

الغرض هرکس که آمد چون امام اولی ------ سور زد بی‌معطلی
پس دلش از بهر سور آخری هم شور زد ------ دست آخر سور زد


حالیا دیدی که هر ليلاج پست خالباز ------ کرد دستش را دراز
آس ما کش رفت و "ده‌لو خوشگله" را تور زد ------ دست آخر سور زد

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 20:52  توسط مملی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin